دادا تازگیا زیادی شدم مسخ .............شبارو کشیدم بیداری کنم مست
برا مرد شدن زیادی شدم دگرگون ..............از مسخ من تعدادی شدن دگرگون
قبلش دست گذاشتم رو پاش یکم دلم سوخت..............بعدش طوری شد که بگم بکن برم روت
قبلش با نماز بودم یکم که رفت روش ...............مسخ شدم به سلامتیت میرم میگن نوش
الان فرهنگ میفروشم یکم بدن پول ..............قبلش هع فرهنگو به پول بدم جوش؟؟؟؟؟؟!!!!
قبلش از عشق بیزار تا افتاد چشم به ابروش ................ حالا دنبال فرصت که برم به پهلوش
میخوای از مسخ شدن بگم بدن گوش................نه همین بسه مسخ میشن برن توش
1روز تو شهر غریب به یاد بابام ..................سر پایین تو فکرو نگا به پاهام
داشتم قدم میزدم تا سبکترشم..................بیاد پدرم که برا درس ترکش کردم
ناراحت از دستش که امروزنزده زنگ .............. اون تو حال خودش و براش دلم بزنه لک
یهو صحنه ای دیدم که منو مچاله کرد ............... منه تو فکر غرقو شبیح دیوانه کرد
جمع 3نفره زن و مردو پسر دو ساله ................ یهو تو گلوی پسره میپره نخاله
پسر کوچیک فقط دوتا سرفه زد وبس................مادره جیغ زد انگار داره قصده شکسته سرو دست
رنگ پدر پرید شد سفید مثله گچ ...............طوری دست و پاش گم شد که بگیم سکته کرد
وقتی که افتاد چشمم به پدر پسره ................ همه موهام سیخ شد این رابطه پدرو پسره
من عشق ودیدم تو کل وجود پدرش ................. دیدم وجودش وابستس به وجود پسرش
راستشو بخوای یاسین دلم بیشتر گرفت .................فهمیدم پدر پسرو هیچوقت ولش
نمیکنه ، نامردی بهش نمیخوره .................. چاقو بزار زیر گلو نمیبره
تا رسیدم خوابگاه از خونه زنگ زدن .............. دیدم مادرمه و صداش غم زدس
روشنم کرد که چرا زنگ نزده بابا...........الان بیمارستانیم تصادف کرده بابات
نگران نباش پسر چنتا خراش سطحیه .............مرگ منم اگه اون نباشه حتمیه
جدی نگیر
تقلب تو ذات بنی بشر هست ..............تقلب میکنی زندگی بشه قشنگتر
به خیال خودت زندگی تقلبیه.............میگی مرگ پایان نکه تولدیه
دادا با حرف نسنجیده نمیشه جنگید ................ با تقلبم از بهشت نمیشه رد شی
14 قرن اعتقاد و نمیشه نبینی..............قران اصله اصله تو کفش همیشه میمونی
میگفتم تقلبیه وقتی شناخت نداشتم ............... ولی وقتی هرچی برداشتم گذاشتم
نتونستم یک آیه مثلش بگم ............ اگه تقله یه آیه مثلش بزن
دمپایی پاره، باز نمکی اومده...................داره داد میزنه زندگی الکی بچه
نون خشکیه ، به عالم فحش میده ................. میخنده میگه خدا به یادم خوش میشه
نمکیه ،دمپایی پارهههههههههه.................... یارو داد نزن کل همسایه خوابه
آروم میگه شکم سیر خواب خوش................برید به جهنم ؟،زود میده گاریش حل
جدی نگیرین
لباستو تنت کن ، زیباییتو زیاد کنه ................. عروس ، عروسک مایهام تو چشات گمه
میوفتی یادم ، که لباس عروس پوشیدی ............. میرقصی واسم ، میزارم بوس رو اون پیشونی
همه فامیل جمع ، مجلس به اون شلوغی ............... گفتم بگم تو زندگیم بمون میمونی
گفتی بعله ، همه کف زدن برامون ................. وراهیمون کردن تا بدوزیم به هم لبامون
اروم ، اروم لباس عروسو بزنی کنار ................... منم خانومت کردمو برامون میزاری نهار
میخوام از خدا ، از ما سیر نشی شما .................. با لباس سفید اومدی با لباس سفید بشی جدا